حیدر رئیسی شهرکی
فرزند اکبر
مشخصات فردی
- نام پدراکبر
- جنسیتمرد
- دوره—
- عملیات—
- اعزام—
موقعیت و محل دفن
- محل شهادتمنطقه عملیاتی شاخ شمیران
- استانچهارمحال بختياري
- شهرشهرکیان
- گلزارگلزار شهدای شهرکیان
- قطعه / ردیف— / —
کد QR صفحه شهید
با اسکن کد، همین صفحه شهید باز میشود.
زندگینامه
شهید حیدر رئیسی در اولین روزهای بهمن ماه 1342 در دامان پرمهر مادری فداکار به دنیا آمد. از همان کودکی فداکاری ، خوشرویی ، صمیمیت و شادابی در روح بلند این شهید هویدا و آشکار بود و این خصوصیات تا آخر عمر با وی مأنوس و مألوف بود. تیز هوشی و زیرکی بالا در عین متانت و وقار شهید حیدر را از دیگر همسالان خود متمایز می نمود.
در سال 1349 تحصیل در دوره ابتدایی را در دبستان مهرگان آغاز و پس از طی این دوره وارد مقطع راهنمایی شد او در تحصیل بسیار جدی و سخت کوش بود و در عین حال که به تحصیل ادامه می داد در کارهای مزرعه به پدر مهربان و بزرگوارش کمک می کرد .
با شعله ور شدن آتش انقلاب و رسیدن انقلاب به روزهای حساس و پر التهاب شهید حیدر رئیسی علیرغم سن پایین در راهپیمایی های ضد رژیم پهلوی شرکت می کرد .حضوری فعال داشت . پس از شناخت مختصر از شخصیت حضرت امام خمینی ( ره ) عاشقانه کمر به خدمت به ارمانهای مقدس امام امت بسته و با شهامت فراوان اعلامیه های امام را در میان دوستان و هم کلاسی ها توزیع می کرد . در روزهای پایانی حکومت ستم شاهی و در ایام پیروزی انقلاب شبانه روز تلاش می کرد تا سرانجام با پیروزی ، شهد شیرین اسلام در جان وی و تمام مردم میهن اسلامی اثر نمود.
شهید در کنار تحصیل با علاقه و شوق بسیار در کلاسها و محافل مذهبی و علوم دینی که معمولاً در مسجد جامع یا در بسیج تشکیل می شد فعالانه حضور می یافت و با اشتیاق فراوان از آنها سود می جست . با شروع تهاجم وحشیانه ارتش بعث عراق شهید که مشغول تحصیل در دبیرستان شهید بهشتی شهرکرد بود با عشق به شهادت و خدمت به وطن اسلامی ایران سنگر مدرسه و تحصیل علم را رها نموده و در محرم سال 1360 برای آموزش نظامی و فنون نبرد راهی پادگانی در خمینی شهر اصفهان شده و پس از فراگیری آموزشهای لازم در 21/09/1360 راهی جبهه های نبرد شده و به کردستان اعزام گردیدند.
شهید رئیسی که برای از بین بردن عناصر آشوبگر در منطقه غرب و ریشه کن کردن ضد انقلاب در آنجا ، همتی بلند داشت به عنوان عضوی از گروهان ضربت در ناحیه ای بین سردشت و بانه مشغول به فعالیت شد. سرمای شدید و آزار دهنده آن منطقه در حدود سه ماه فعالیت شهید رئیسی در کردستان در عزم الهی این مرد بزرگ خللی وارد نساخت و روستا ها و نواحی آن منطقه هر روز با مشارکت شهید رئیسی و سایر اعضای گروهان ضربت پاکسازی می شد.
پس از سه ماه شهید برای ادامه تحصیل و شرکت در امتحانات به خانه مراجعت کرد و پس از شرکت موفقیت آمیز در امتحانات دوباره به جبهه عزیمت و به شهر اهواز اعزام شدند. شهید رئیسی برای بار سوم در 17/07/1361 راهی جبهه های نبرد شده و ابتدا به اهواز و سپس به منطقه دهلران عزیمت نمود. در عملیات والفجر 8 در منطقه عملیاتی فاو از ناحیه شکم و سینه بشدت مجروح گردید و در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد. پس از چند ماه بهبود نسبی یافته و به خانه برگشت. وی با پایان دوران دبیرستان وارد تربیت معلم شهید رجایی شهرکرد شده و به تحصیل ادامه دادند . در دوران تحصیل در تربیت معلم نیز وی چندین مرحله به جبهه های جنوب اعزام شدند و مدتی را در جبهه های خوزستان بسر برده و پیروز و سربلند به خانه مراجعت نمودند.
تواضع و فروتنی از بارزترین اخلاقیات شهید رئیسی بود . همواره در کارها رضای حضرت حق را مد نظر داشت و سعی می کرد که کارهای او برای رضای خداوند باشد همیشه سعی داشت با آرامش با مخالفین صحبت کرده و آنها را به راه درست دعوت کند . شهادت در راه حق و ادامه دادن مسیر و راه سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین ( ع ) آرزوی دیرینه شهید بود. خوش برخورد ، وقت شناس و منظم بود و در رشته ورزشی کاراته مهارت بالایی داشت و به دوستانش هم آموزش می داد .
شهید حیدر رئیسی به همراه گروهانی از تیپ قمر بنی هاشم ( ع ) به عنوان فرمانده دسته از گردان الزهرا در عملیات والفجر 10 که در منطقه عملیاتی حلبچه و سلیمانیه با مشارکت 103 گردان پیاده ، 17 گردان توپخانه و 3 گردان زرهی انجام پذیرفت و در آن 10000 کشته و زخمی و 5440 اسیر به ارتش بعث تحمیل شد ، شرکت کرده در 23 اسفندماه سال 1366 در منطقه عملیاتی شاخ شمیران بر اثر شلیک گلوله سنگین دشمن به شهد شیرین شهادت دست یافت و سر و صورتی خضاب شده از خون به دیدار یار شتافت.
یادش گرامی باد.
وصیتنامه
بســـــــــم الله الرحمن الرحیــــــــــــم
« بسم رب الشهداء و الصالحین »
وصیت نامه ی معلم شهید حیدر رئیسی
کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئاً وهو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئاً و هو شرلکم و الله یعلم و انتم لاتعلمون. – بقره 216 –
درود و سلام بر مهدی موعود آنکه با عنایت حق و دعای مردم ظهور خواهد کرد و زمین را پر از قسط و داد می کند و با درود و سلام برقلب ملت و پدرهمه امت و شیر ژیان پیکار با شرق و غرب و آن بلبل ناطق حق و آنکه سجاده اش پهن و دست بر دعا برداشته و همه رزمندگان را دعا می کند و خیر همه مسلمین را میخواهد و درود و سلام بر فقهای عالیقدر و مجاهدان نستوه و مردان تقوا و چشم و چراغ ما رزمندگان و با درود بر شما امت شهید پرور که همواره در صحنه مبارزه هستید و علم خونین افتاده در دشت کربلا را گرفته و ندا سرمیدهید را حسین راه حق است ، همانطور که از آیه فوق برمی آید بر مسلمین جنگ و جهاد نوشته شده است و این وظیفه مردم است که در جنگ شرکت کنند و بدانید تاریخ اسلام ورق میخورد و روزگار ، روزگار حضرت محمد ( ص ) و امام حسین ( ع ) است و به خدا قسم که صحنه ها همان صحنه است . ما در سخنرانیها و در پای منبرها شنیده بودیم امام حسین (ع) در روز عاشورا تنها ماند و با خود می گفتیم که ای کاش من در آنجا بودم و امام خودم را یاری میکردم اما بدانید این زمانه همان زمانه و همان لحظات است و کمک و یاری حسین از پیر جماران برمی آید. پس بشتابید تا همراه این موج پرتلاطم بر سر خصم در آییم و ندای مظلومیت ملت خومان را به گوش مردم برسانیم و حق شهدای اسلام را اداء کرده باشیم .
برادران عزیز شهرکی شما را سفارش می کنم به تقوا و ورع الهی و عصمت و پاکدامنی که مایه رشد و تکامل جامعه و تشکیل مهر و محبت بین امت و باعث تقویت روحیه ی مبارزه طلبی می شود که باید در برابر هر تجاوز گر و ستمگر مقاومت کرد و درس شهامت و دلداری بر انسانهای آزاده ای که هوای وصل در سر آنها نیست داد و آنها را به وادی عشق دعوت کرد تا در ملکوت اعلاء سر کرد و مطلوب نایافته خود دست یافته و رستگار شوند.
در میکده رهبانم و در صومعه عابد *گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
آری باید همه درها را کوفت و بر درگاههای عبادت سرزد تا آن را جست و پیدا کرد و پیدا کردن آن و رسیدن به آن در جبهه های حق علیه باطل است که با چشم دل و با اخلاص کامل میتوان آن را دید و سیری کرد. راه صد ساله عشق را در یک شب طی کرد و به اعلاء علین رسید و به عرش ملکوت الهی پرواز کرد و اینجاست که انسان به کمال می رسد و به معبود حقیقی خود دست پیدا می کند .
اما پدر گرامی شما هم مثل ابوذرها و حمزه های صدر اسلام چون کوه استوار و مقاوم باش ، اگر همه کوهها لرزید شما نلرزید و رضایت خداوند متعال را خواستار باش و صبر کن تا خداوند بر شما ها رحم کند و آقا امام زمان را هر چه زودتر در فرجش تعجیل کند. و ای پدر عزیزم عذر میخواهم که نتوانستم حق زحماتی که برایم کشیده بودی ادا کنم و امیدوارم که مرا ببخشی و از من راضی باشی و مادر گرانقدر بر سر مزار من گریه مکن و به یاد همه شهدای اسلام کریه کنید تا شاید دل کسی بشکند و دعا کند که این جنگ به نفع اسلام تمام شود . و گریه ای نکنید که باعث خوشحالی دشمن شود . مادر گرامی از تو طلب بخشش می کنم که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم و عصای دست شما باشم از شما معذرت می خواهم و شما را سفارش به صبر می کنم .
" قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین " شهید گریه کن نمی خواهد شهید راهرو می خواهد ، شهید مبارز می خواهد شهید کسی را می خواهدکه اسلحه خونینش را برداشته و مبارزه کند – انا لله و انا الیه راجعون –
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
خاطره یا دلنوشته بنویسید
روایت شما پس از بررسی در صفحهٔ این شهید نمایش داده میشود.
خاطرات مرتبط
خاطرهٔ عمومی مرتبطی ثبت نشده است.
دلنوشتهها
دلنوشتهٔ تأییدشدهای ثبت نشده است.