اسماعیل اسکندری شهرکی
فرزند یدالله
مشخصات فردی
- نام پدریدالله
- جنسیتمرد
- دوره—
- عملیات—
- اعزام—
موقعیت و محل دفن
- محل شهادتعملیات کربلای 5
- استانچهارمحال بختياري
- شهرشهرکیان
- گلزارگلزار شهدای شهرکیان
- قطعه / ردیف— / —
کد QR صفحه شهید
با اسکن کد، همین صفحه شهید باز میشود.
زندگینامه
شجاعت او باور نکردنی بود با تدین و اخلاصی که داشت بعضی اوقات با خود می گفتیم شاید او زمان شهادت خود را می داند که اینگونه بی پروا به قلب دشمن می زند و ذره ای رعب و وحشت در وجود سراسر غیرت او راه ندارد.
نقل از همرزمان شهید
ایشان در آغاز سال 1344 در خانواده ای مشهور به ایمان و تدین چشم به جهان گشود.
اسماعیل در خانواد ه ای که مهر و عطوفت در آن سرشار بود رشد و تربیت یافت . از همان دوران نوجوانی در کنار تحصیل در حد توان خود در کارهای کشاورزی به همراه برادر شهیدش ابراهیم پدر را یاری می نمود.
او از استعداد و هوش ذاتی برخوردار بود و در ضمن به حسن اخلاق شهره بود. در حین تحصیل هیچگاه از شرکت در مراسم مذهبی غفلت نمی کرد و همواره در کسب معارف و تقویت پایه های دینی و معنوی تلاش وافر داشت.
شهید اسکندری هنگام شروع انقلاب در حالی که نوجوانی بیش نبود با شور و اشتیاق زاید الوصفی در صحنه انقلاب حضور داشت و همراه دیگر دوستان همدل خویش به فعالیتهای انقلابی می پرداخت.
در سال 1360 مقطع راهنمایی را با موفقیت پشت سرگذاشته و برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان ابوذر غفاری شد. در ایام پس از پیروزی انقلاب و تشکیل بسیج مدارس ایشان نیز در فعالیتهای مختلف بسیج حضور فعال داشته و مسجد را به عنوان پایگاهی قوی و مستحکم در اشاعه آرمانهای امام امت و انقلاب اسلامی انتخاب نمود.
با آغاز جنگ تحمیلی شهید اسکندری پس از طی مراحل آموزشی لازم در سال 1359 به جبهه آبادان اعزام شده و حدود دو ماه در آنجا حضور داشت . پس از آن به جبهه شوش عزیمت کرده و به یاری همرزمان در آن منطقه عملیاتی همت گماشت. با شروع عملیات فتح المبین به منطقه عملیاتی اعزام شد و با فداکاری و از خود گذشتگی بی نظیر در این عملیات سرنوشت ساز که در شوش ، اندیمشک ، دزفول و غرب کرخه با همیاری 124 گردان پیاده ، 9 گردان زرهی و حمایت گردانهای توپخانه با مسدود کردن دو تنگه عین خوش و رقابیه و انهدام نیروهای دشمن در دوم تا دوازدهم فروردین ماه 1361 صورت پذیرفت ، شرکت نمود .
شهید اسماعیل اسکندری در شجاعت و دلیر مردی شهره و زبانزد بود. در زندگی همواره تقوا و پارسایی را رعایت می کرد و تا پایان عمر لحظه ای از انجام واجبات و ترک محرمات غفلت نمی ورزید. عاشق ائمه اطهار و بخصوص ابی عبدالله ( ع ) بود و شهادت را آرزوی دیرینه خود می دانست. اسوه شهامت و دلاوری بود و اهل عمل بود نه حرف .
لیاقت و شایستگی در انجام امور مختلف از او انسانی ساخته بود که دیگران به عملکرد او اطمینان کامل داشتندو از لحاظ قدرت بدنی و توان جسمانی در درجه بالایی قرار داشت.
شهید اسکندری از عملیات فتح المبین تا عملیات کربلای 5 مداوماً در عملیاتها حضور داشت و در هر عملیات حماسه ای تازه می آفرید لیکن شهید اهل بزرگ نمایی و مطرح کردن خود نبود اگر از حماسه آفرینی او صحبت به میان می آمد برایش خوشایند نبود و وقتی از او تعریف می کردند ناراحت می شد ، ابرو در هم میکشید و می ترسید به اجر اخروی اش لطمه وارد شود. شهید اسماعیل در عملیات دشوار خیبر برادر بزرگوارش ابراهیم ، آن مجاهد نستوه و انسان وارسته را از دست داد و خویش همچنان در کمین شهادت باقی ماند تا اینکه در عملیات کربلای پنج که در 19/10/1365 در منطقه شلمچه ، بوبیان و غرب نهر جاسم با حضور 200 گردان پیاده و آتش 24 گردان توپخانه آغاز شد و رزمندگان اسلام با در هم شکستن مستحکمترین خطوط دفاعی دشمن و انهدام 48 گردان گارد 100 هزار کشته و زخمی به دشمن تحمیل کرده ، زمینه برتری نظامی ایران را فراهم نمودند شرکت و در واپسین روزهای دیماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه پس از وارد کردن ضربات مهلک به دشمن در نبردی نابرابر مورد اصابت ترکش قرارگرفته و پیکرش را شبانه از منطقه عملیاتی خارج کردند . لیکن روح بلند او در بیمارستانی در جوار حرم آقا امام رضا ( ع ) برای همیشه پابوس آقا شد. پیکر پاکش را پس از طواف در حرم رضوی در زادگاهش به خاک سپردند.
یادش گرامی باد.
وصیتنامه
وصیت نامه ی برادر شهید اسماعیل اسکندری شهرکی :
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله صفا کانهم بنیان مرصوص
حمد و ستایش خداوندی که این همه نعمت را به ما داده و ارزانی نموده است 0 با سلام بر تنها پیام رسان دین مقدس اسلام حضرت محمد ( ص ) و با سلام بر امام زمان ( عج ) و با درود وسلام بر نائب بر حقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، ابراهیم زمان و بت شکن قرن و با درود وسلام بر شهدا ، مفقودین ، اسرا ، جانبازان و خانواده های معظمشان 0
برادران ، اسلام امانتی است که از پیامبران به ما رسیده است و ما باید حافظ و نگهبان آن باشیم و بنا به وظیفه و تکلیف شرعی که بر عهده ما نهاده شده است از اسلام دفاع کنیم . اکنون با یک نگرش کلی می بینیم که همه کفار بسیج شده اند که به هر نحوی که هست اسلام را شکست دهند لذا اسلام در خطر است و وظیفه ماست که تا می توانیم از آن دفاع کنیم از کشته شدن در راه خدا نه تنها نهراسیم بلکه به آن افتخار کنیم.
عزیزان ، ما در راه اسلام افراد ارزشمندی داده ایم . شهدایی همچون حسین ( ع ) و در عصر خودمان شهدایی همچون بهشتی مظلوم . پس ما که پیرو ولایت فقیه هستیم باید این راه را تا سرمنزل مقصود ادامه دهیم و همچون بنیانی مرصوص در مقابل هرچه و هر که سد راه اسلام است ایستادگی کنیم. ما در این دنیا افریده شده ایم که مورد آزمایش قرار گیریم پس چه بهتر است این آزمایش مورد رضایت خداوند قرار گیرد. بیدار و آگاه باشید که هرچقدر در این دنیا بمانید بالاخره باید به دیار باقی و لقاء الله شتافت . هیچ کس در این دنیا به طور همیشگی زندگی نخواهد کرد و زندگی همیشگی در سرای باقی است ، پس اگر از امتحان الهی سربلند بیرون آمدیم در نعمت های الهی قرار می گیریم .
مردن حق است اما در میدان جنگ و نبرد با کفار مرگ سرخ را انتخاب نمودن شیرینی و سرافرازی مضاعف ایجاد می کند. عسل شیرین است اما شهادت از عسل شیرینتر و هدف من در این راه هجرت ، جهاد و شهادت یعنی نزدیک شدن به خداست.
برادران عزیز ، هم اکنون که بهترین و مخلص ترین عزیزان در جبهه ها فدا می شوند بیایید و جبهه ها را تقویت کنید واقعاً کمی فکر کنید ببینید چه گلهایی پرپر شده اند . باید راه این شهدا را که خون پاکشان مظلومانه به خاطر دفاع از اسلام برزمین ریخته شده است ادامه داد و گرنه در روز قیامت در جلوی شهدا جوابی نداریم بدهیم و شهدا می گویند ما به خاطر اسلام جان دادیم و آن وقت است که در مقابل آنان خجالت زده و سر به زیر هستیم.
تنور جبهه ها را همچنان که امام فرمودند گرم نگه دارید و شما خواهران حجاب خود را حفظ کنید که حجاب شما سلاح شما ست . در آخر باز هم می گویم که همیشه به یاد خدا باشید ( الا بذکرالله تطمئن القلوب ) با یاد خدا دلها آرامش پیدا می کند.
مرگ را فراموش نکنید که انسان هر کجا که باشد مرگ به سراغ او خواهد رفت و مواظب کارهایتان در همه زمینه ها باشید در نماز جماعت تا می توانید حتماً شرکت کنید و مسجد را خالی نگذارید.
در بسیج هم شرکت کنید و آنرا خالی نگذارید چونکه همین پایگاههای بسیج بودند که برادران در آن تجمع می کردند و آموزش می دیدند و به سوی جبهه ها حرکت می کردند. با شرکت خود در بسیج و جبهه ها به دشمنان اسلام و قرآن بفهمانید که تا آخرین نفس و آخرین قطره خونمان در برابر ظلم ایستادگی خواهیم کرد و ان شاء الله آنها را نابود خواهیم کرد. و دشمنان اسلام بدانند که اگر من رفتم برادران دیگر همچون شیر در مقابل آنها خواهند ایستاد و کمر آنها را خواهند شکست . در آخر از کلیه امت حزب الله حلالیت می طلبم و امیدوارم اگر از من بدی دیدند مرا حلال کنند . والسلام .
19 /10/65 – روز جمعه
اسماعیل اسکندری
خاطره یا دلنوشته بنویسید
روایت شما پس از بررسی در صفحهٔ این شهید نمایش داده میشود.
خاطرات مرتبط
خاطرهٔ عمومی مرتبطی ثبت نشده است.
دلنوشتهها
دلنوشتهٔ تأییدشدهای ثبت نشده است.