logo
خاطره شخصی شهید حسن طهرانی مقدم

داستان مسجدی که اراذل یک محله را به یاران انقلاب تبدیل کرد.

حسن طهرانی مقدم تهران، محله سرچشمه، کوچه آمیزا محمود وزیر، مسجد کوچک و متروکه‌ای داشت به نام حضرت زینب کبری علیه‌اللہ. متدینین محل از جمله مادر حسن، پول جمع کردند برای نوسازی مسجد. بعدش، از روحانی جوانی به نام سید علی لواسانی خواستند بیاید کنار فعالیت‌های حوزوی اش، این مسجد را هم احیا کند.
سید با برگزاری نماز جماعت و جلسات قرآن و احکام و سرود و... کل محله را احیا کرد. آن موقع حسن را سیامک صدا می‌کردند. پسر بچه یازده-دوازده ساله ریزنقشی که کاپیتان خوش استیل تیم گل کوچک یاس بود. کِی؟ سال پنجاه‌ویک.
از حسن که پول تو جیبی‌هایش را برای تعمیر مسجد داده بود تا بعضی اراذل و اوباش و لات و لوت‌های محل جذب مسجد شدند. لابه‌لای همین فعالیت‌های فرهنگی و آموزش احکام و... مفاهیم سیاسی جهاد و شهادت را یاد گرفتند و هفت-هشت سال بعد شدند از بهترین یاران امام و انقلاب و دفاع مقدس.